|
شلاله | ||
|
اي دل چــه انـديـشـيدهاي، در عـذر آن تـقصـيـرها زآنـسـوي او چندان وفـا، زيـنسـوي تـو چنـدين جـفا
زآنـسوي اوچـندان كـرم، زيـنسـوخلاف وبيش وكـم زآنـسوي او چندان نـعـم، زيـنسوي تـو چنـدين خطا
زيـنسوي تو چـنديـن حسد، چـندين خيـال و ظـن بـد زآنسوی او چندان كشش،چندان چشش،چندان عطا
زینسو کشان سوی خوشان، زان سو كشان با ناخوشان يــا بـگـذرد يـا بـشـكنـد كـشتـي دريــن گـردابـهـــــا
از بــد پشـيـمان مـيشـوي، الله گـويـان مـيشـوي آن دم تــرا او مـيكــشـــد، تـا وارهــانــد مـر تــو را
از جـرم ترسان ميشوي، وزچاره پرسان مـيشوي آن لـحـظـه تـرسـاننـده را بــا خـود نميبينـي چـرا؟
چـنـدان دعـا كـن در نـهـان، چـنـدان بـنـال اندر شبان
گــر مـجرمي بــخشــيدمـت، وز جــرم آمــرزيـدمـت فــردوس خواهی دادمـت، خـامـش رها كن اين دعا
گفتـا نـه ايـن خواهـم نه آن، ديدارحق خواهم عيان گـر هـفـت بـحـر آتـش شـود، مـن در روم بـهـر لـقا
×××× [ یکشنبه 30 بهمن1390 ] [ 10 ] [ سهيلا ]
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،
ولی بهترین بوتهای باش كه در كناره راه میروید.
اگر نمیتوانی بوتهای باشی،علف كوچكی باش و چشمانداز كنار شاه راهی
را شادمانهتر كن.......
اگر نمیتوانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش،
ولی بازیگوشترین ماهی دریاچه!
همه ما را كه ناخدا نمیكنند، ملوان هم میتوان بود.
در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،
كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست،
چندان دور از دسترس نیست.
اگرنمیتوانی شاه راه باشی،كوره راه باش،
اگر نمیتوانی خورشید باشی، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.
هر آنچه كه هستی، بهترینش باش.......... [ چهارشنبه 14 دی1390 ] [ 8 ] [ سهيلا ]
![]() بی حسین بن علی احساس پیری می کنم
نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم
گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟
گفتم از آينه ي دل گردگيري می کنم
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه (س )تسلیت باد .
[ یکشنبه 6 آذر1390 ] [ 7 ] [ سهيلا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||